پری خانه

"قبلا سوپر بوده برا همین همه میشناسنش تازه اب و برق و گاز و تلفن هم داره طرف تازه تعمیرات انجام داده خلاصه بگم ابجی ملک دقیقا راست کار شماست " اینا رو بنگاه دار می گفت تا مثلا مخ منو بزنه و راضیم کنه اما داشت خودشو خسته می کرد چون من با همون نگاه اول پسندیده بودم و داشتم فکر می کردم که چه چیزایی کم داره و چه کارا باید بکنم.

معمار اشنای بابا بود برا همین هرچی گفتم نه نیاورد . قرار شد ته مغازه که یه در به حیاط خلوت داشت بشه اشپزخونه جلو هم که پیشخون می خوره و جا برای یخچال و این حرفا .  یه شومینه هم جایی که باید باشه چشمک

کلی گشتم تا بالاخره پارکت با رنگ مورد علاقم رو پیدا کردم وقتی گفتم برا کجا میخوام طرف از بالای عینک نگاهم کرد و گفت فکر نمی کنین یاسی برای یه همچین جای پررفت و امدی زیادی روشنه ؟ اینجوری دایم باید تمیز شه 

" کاغذ دیواری که تو ژورناله رو نمی خوام تو همون مایه ها باشه اما ساده تر . با متراژی که بهتون دادم هزینه اش چقدر میشه ؟ "

" خوب اینی که شما انتخاب کردین مصنوعیه ارزونتر در میاد نسبت به چوب بفرمایید پیش اون اقا در مورد قیمت و نصب در خدمتون هستن "

این یکی از اون فضول تر تا طرح رو دید گفت فکر کنم که همکارم منظورتون رو درست متوجه نشدن و طرح های اشتباه رو نشونتون دادن برای کار مورد نظر شما این ژورنال بهتره . باز هم به روی خودم نیاوردم و گفتم فقط لطفا تا سه شنبه تموم شه چون قراره برای نسب بقیه لوازم بیان .

چقدر از این ادمایی که فکر می کنن اجازه دارن تو همه کار دخالت کنن بدم میاد .

ببخشید حاج اقا این میز و صندلی لهستانیه فروشیه ؟

پیرمرد خنده ای کرد و گفت دخترم بین این همه میز و صندلی جای من پیرمرد چشمتو گرفت ؟

"ای وای ببخشید اخه دقیقا همونیه که می خوام هول شدم متوجه وسایلتون نشدم "

"از برق چشمات معلومه از اون مدل یکی دیگه دارم اما ناقصه سه تا صندلی بیشتر نداره رنگش هم سفیده  می خوای بگم برات بیارن؟ "

محکم دست زدم وگفتم "وای اره اره می خوام دو تا صندلی کافیه با این صندلی ننوییه "

"باشه شلوغ نکن ادرس بنویس بگم برات بفرستن تو همون دفتر که روی میزه "

 خجالت کشیدم چه بی تعارف

نوشتم : یه محله نه خیلی بالای شهر؛یه جای نه خیلی شلوغ و نه خیلی خلوت کافه قنادی پری خانه چشمک

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٩ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ توسط شیرین لک نظرات ()


Design By : Pichak