پری خانه

 سرمای خشک هوا دیوونم میکنه سرم درد میکنه و به زمین و زمان لعنت میفرستم که چرا تو این هوا که سگ رو بزنی بیرون نمیاد اومدم بیرون .

خیر سرم قرار بود این هفته رو استراحت کنم اما عین سگ از صبح دارم اینور اونور میرم دلم میخواد سقف اتاق قدرتی رو سرش خراب کنم که از صبح من رو معطل یه امضای مسخره کرده حیف که کارم گیرشه وگرنه کاری می کردم که بفهمه موقع ساعت اداری باید تو اتاقش باشه نه ... 

از دست سیاوش انقدر ناراحتم که واقعا که حد و اندازه نداره اما بدبختی انقدر دلم براش تنگ شده که سر نیم ساعت همه چیز از یاد جفتمون میره و باز من حرف اصلیمو نزدم

سرمای هوا رو اعصابمه دلم یه جای گرم و ساکت میخواد کاش هوا خوب بود اگر هوا کمی بهتر بود فقط یه کم شاید تحمل همه اینا برام راحت تر بود و شاید اگر فکر ازار دهنده ی کنکور نبود دیگه هیچ کدوم از اینا مهم نبود حتی این مرتیکه ی ابلهی که عین دختر ندیده ها زل زده بهم . منتظرمنتظر

 


 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۳ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ توسط شیرین لک نظرات ()


Design By : Pichak