پری خانه
shadidan khaste o delzade shodam hasasiatam be hade marg bala rafte o tahamole har barkhorD baram qeire momken shode fekr mikardam gozare zaman hame chiz ro dorost mikone ama engar badtar shode saye khodamo kardam ama nakhasT o hala in manam ke shayad nemikham خوب چه خبر ؟ برعکس بقیه ادم ها که با یه سلامتی راضی میشن تا ریز و درشتت رو ندونه بیخیال نمیشه من اینو میدونم اما همیشه می گم سلامتی شما چه خبر ؟ از بالای عینک نگام کرد و گفت مسافرت چطور بود ؟ از قیافت که معلومه فایده نداشته حال و حوصله سوال و جوابشو نداشتم (هیچوقت ندارم خوب میدونه برا همین وقتی حرف نمی زنم یکریز سوال می پرسه تا عاصیم کنه ) همه رو تعریف کردم مسافرت و لج بازی سیاوش و گاج و دانشگاه و کنکور و ... . خندید . احمق نمی دونم کجای حرفام خنده دار بود اما نه حتما از اینکه می دونه چیکار کنه که به حرف بیام ذوق کرده صبر کن دفعه ی بعد حالتو می گیرم . خوب می خوای با سیاوش چیکار کنی ؟ بخشیدمش . دیروز با هم سینما هم رفتیم یه حبه قند حتما ببینید قشنگ بود . با تعجب نگام کرد چی شده دکتر جن دیدین ؟ چرا بخشیدیش ؟ خوب معذرت خواهی کرد اما تا به حال یادم نمیاد گفته باشی کسی رو بخشیدی یعنی انقدر دوستش داری ؟ دوستش که دارم اما ربطی به این نداره خوب وقتی کسی عذر خواهی می کنه و تو میبینی که واقعا متاسفه و خودش هم فهمیده که چقدر ناراحتت کرده چرا نباید ببخشمش . خواست حرفی بزنه که پریدم تو حرفش و گفتم راستی دکتر یه اتفاق جالب افتاد دیروز که رفتم دانشگاه فهمیدم که دیگه دوست ندارم برم اونجا و فکر نکنم تا مجبور نشدم دیگه هم ببرم یه چیز جالب دیگه هم بود وقتی گفتم بهش که می تونستی ملاحظه کنی و هر حرفی رو نزنی بهم پوزخند زد و گفت چرا که نه همه باید بدونن جالبه نه ؟راستی بعد از اونهمه تاکید و اینکه حتما باید حضوری باهاش حرف بزنم گفت الان فرصت نیست باشه سر فرصت !!! باورت می شه ؟ دکتر چرا وقتی از چیزی یا کسی ناراحتم نادیده می گیرمش ؟ اما این کار حالمو بهتر نمی کنه پس چرا همیشه انجامش می دم ؟ یه چیز دیگه هم فهمیدم اینکه کارکردن تو گاج رو دوست دارم به خاطر بچه ها حرف زدن با اونها احساس خوبی بهم می ده . گوشی رو برداشت و گفت خانم عبدی یه وقت دیگه برای خانم لک تو هفته ی بعد بزارین تو کاغذی که یادداشت هاش رو می نویسه و خلاف عادت و برعکس همه مریض هاش یه نسخه از اون رو به خودم میده نوشته بود نیاز دارد که احساس کنه مفیده و تعطیلات تاثیر منفی دارد باید سر گرم باشه و همیشه هدفی برای رسیدن نه دنبال کردن . منطقی اما منطق صفر و یک . شدیدا تحت تاثیر احساسات احمق شق القمر کردی اینا رو که خودم میدونم . تنها فایده ات اینه که خوب گوش میکنی قاعدتا الان باید حالم خوب باشه یه هفته مسافرت بودم و حسابی خوش گذروندم اما نیست . حالم خیلی بده انقدر بد که تمام دندونام درد می کنه و از شدت فشار عصبی سرگیجه دارم . چشمام تار می بینه و شدیدا عصبی و بداخلاقم . مسخره است اگر بگم نمی دونم چرا چون خوب می دونم چه مرگمه . تمام بیماری های روحی و روانیم دست به دست هم دادن و دارن از پا درم میارن . دکتر سعی کرد که خیلی ملایم حالیم کنه که تقریبا دیوونه ام و احتمال خودکشیم زیاده . مسخره است کلی سنش بالاس اما مثل یه انترن باهام برخورد می کرد . دخترم خیلی جای نگرانی نیست اما به نطرم اگر چند جلسه ی دیگه با هم صحبت کنیم می تونم راه های بهتری رو بهت پیشنهاد کنم . می شه بپرسم دقیقا در چه مورد ؟ ببین عزیزم با شرایط خانوادگی که برات پیش اومده و وابستگی شدیدی که به هم دارین افسردگی یه واکنش کاملا طبیعیه اما مشکل اینه که شما نمی خوای از دوره سوگواری بیای بیرون ... احمق چه فکری با خودش می کنه چطور می تونم از دوره سوگواری بیام بیرون وقتی جای خالی ادم هایی که از دست دادم رو نمی تونم تحمل کنم وقتی گریه ها و پریدن رنگ گاه و بیگاهش که می دونم از یاد اوری خاطراتشه رو ببینم و از داخل داغون نشم ببین عزیزم ( همیشه همینطوری شروع می کنه ) کمال گرایی می تونه خوب باشه این ویژگی کمکت کرده که مدیر خوبی باشه و کاری که بهت می دن رو به بهترین شکل انجام بدی اما خوب در مقابل وقتی از عهده کاری بر نمی آی فشار عصبی که بهت وارد می شه و اضطراب شدید مانع می شه که فعالیتت رو ادامه بدی بهترین راه حل اینه که ... احمق چه فکری می کنه با خودش شرط می بندم مادر و پدرش نمی دونستن کلاس چندمه و هر کاری که خواسته کرده برعکس من که چاره ای جز کامل بودن ندارم وگرنه دیده نمی شم و باید کلی مقایسه شدن رو تحمل کنم ببین عزیزم (واااااای ) این مشکلات تو هر رابطه و دوستی پیش میاد اینهمه اضطراب و ترس فقط ناشی از ترس تو در در مورد از دادن ادم هاست فقط باید بری و خیلی راحت باهاش حرف بزنی و یا شاید فقط لازم باشه که بهش گوش کنی احمق مطمئنم دوستی نداره که لپه تو دهنش خیس نمیشه و حتی درد و دلت رو هم ممکنه فردا از دهن طرف بشنوی چون سوتی داده و تازه یه هفته بعدش احساس کنه که تو رو در جریان بزاره که همچین اتفاقی افتاده و تو هی خودتو بزاری جای اون یکی که حالا تو این مدت چه فکرایی با خودش کرده و چه چیزایی تو نقل قول کم و زیاد شده و تو چند باره و هزار باره تا مرز دیوونگی عصبی شی انقدر که نتونی ببینی و به در و دیوار بخوری و تصمیم بگیری که جز یه پیر احمق دهنتو برا هیچکس باز نکنی . ببین عزیزم سعی کن یه مسافرت چند روزه بری و سعی کن که به ای مشکلاتی که با هم راجع بهش حرف زدیم فکر نکنی و به اعصابت استراحت بده اجازه بده بدنت یه فرصتی برای بهبود خودش پیدا کنه . هر چند احمقه اما خوب پیشنهاد بدی نیست ... حتما منتظره کلی خبرای خوب بشنوه و به خودش افتخار کنه که یه ادم مرده و به زندگی برگردونده اما احمق نمی دونه که یه ادم افسرده ی کمالگرا ی استرسی و بدشانس همیشه یه مشکل بزرگ براش پیش میاد که مسافرت هم زهر مارش بشه ای بابااااااااااااااااااااااااا
| Design By : Pichak |

