پری خانه
چی یا بهتر بگم کی باعث شده که ما این طور به هم چنگ و دندون نشون بدیم ؟ اصلا نمی فهمم چرا این موضوع انقدر ریشه دار شده ! می خوام اول جواب نظرات و پست الهام و پدیده رو بدم و بعد جان کلام و تموم . الهام و پدیده شما دو تا از نظر من هیچوقت آدمای حسود و دو بهم زن و چه می دونم این چیزا نبودین و نیستین و این رو قبلا گفتم حالا چی شده که برداشت عکس کردین خدا می دونه . اگر رابطه ی من با شما قطع نشده به خاطر این بوده که خودم نمی خواستم چون هیچوقت با هم مشکلی نداشتیم که بخواد به قطع رابطه ختم شه حتی اون روز هم که جریان دعواتون با رایا رو برام تعریف کردین گفتم که نخواستم بدونم چون دلیلی نمی دیدم که وارد جزییات مسایلی بشم که به من ربط نداره و این دقیقا چیزی بود که من از شما دو تا انتظار داشتم در این موارد خاص که مطرح شد انجام بدین برداشت اشتباه از حرف و کارای دیگران و عکس العمل نشون دادن بر اساس برداشت غلط چیزی بود که من قبلا هم از الهام دیده بودم و حالا هیچ تعجبی نمی کنم از اینکه محبت یک نفر رو دروغ و مهارت در خوب جلوه دادن ببینه . الهام جان عروسی خواهر هما و دعوت شدن رایا و حسنا و دعوت نشدن بقیه به این جریان هیچ ارتباطی نداره اما چون حر فشو زدی باید بگم که کاری که رایا کرده حتی اگر از سر محبت نبوده عاقلانه بوده و درست,و این چیزیه که تو و من و بقیه باید یاد بگیریم "عاقلانه رفتار کردن " من تمام چیز هایی رو که اون روز بهم گفتین رو خودم می دونستم در مورد بعضی هاش با بقیه صحبت کردم و در مورد بعضی های دیگه دلیلی نمی دیدم که این کار رو بکنم به یک دلیل خیلی مهم اونهم اینکه من (نمی گم همه چون شک دارم ) به دوست داشتن و دوست داشته شدن نیاز دارم حرف زدم یا نزدم چون فکر می کردم در هر دو مورد دارم درست ترین کار ممکن رو انجام می دم برای نگه داشتن رابطه هام . این کاری بود که شما دو تا همیشه انجام می دادین اما خوب یکهو زدین زیر همه چیز و تموم . هرچی بود و نبود را به روی هم آوردین و این کار درستی از نظر من نبود و این دقیقا چیزیه که سعی کردم اون روز بهتون بگم که الهام جان اسمشو گذاشتی دلایل بچگانه . بابا همه ی آدم ها یه عیب هایی دارن دلیل نداره به خاطر این چیزا کنار گذاشته بشن چون خود من هم کمتر که نه خیلی بیشتر از همه عیب و ایراد دارم و اگر قرار دنیا بر این باشه خود من خیلی وقته پیش از تنهایی مرده بودم اما یه چیزهایی عیب نیست مثل به اشتراک گذاشتن دروغ هایی که فکر می کنیم راسته با کسی که به ماجرا هیچ ربطی نداره . این دقیقی همون چیزی بود که باعث شد من تحملم رو در مورد نغمه از دست بدم و حالا شما دو نفر دارین از اون به عنوان مشاور استفاده می کنین !!!!!!!! این رو هم بهتون گفتم و نشنیدین و حالا الهام جان تو داری به استناد حرف های همون آدم چنین برخورد تندی می کنی و من را شایسته ی دونستن حقیقت نمی دونی . توهین کردن کار سختی نیست و انواع مختلفی داره یکیش همین کاریه که شما کردین و با حرف های حکیمانه حق من و بقیه رو گذاشتین کف دستمون اما خوب... قانون دیگه ای هست که می گه" جواب های هووی " و این هووی منه : به ظاهر نغمه ربطی به این جریان نداره اما خوب این در صورتیه که اتیش بیار رو جزو معرکه به حساب نیاریم که خوب چون ما آدمای منطقی و دانایی هستیم نمی تونیم پس با آتیش بیار شروع می کنم ما با نغمه قطع رابطه نکردیم چون بداخلاق بود که خوب خیلی وقتا همین دلیل کافیه و فرصتی برای پیدا کردن نکات مثبت باقی نمیزاره ... ازش کناره گرفتیم چون ارزشی برای دوستی قائل نیست و به دوست به چشم کسی نگاه می کنه که باید تا می تونه ازش استفاده کنه و انقدری بهش نزدیک شه که با هم خوش باشن. این چیزیه که خیلی زود به هر آدمی که بهش نزدیک شه حالیش می کنه مثال هم انقدر هست که مطمئنم خودتون هم جزو یکی از این مثالها هستین . حالا میخوای دم خروس رو باور کن می خوای قسم یه بنده خدا رو ....اما خوب به همین ختم نمیشه مثال خودم رو برات می زنم که مطلبو بگیری نغمه و سعید یک ماهی بود با هم دوست بودن که من از رفت و آمد هاشون متوجه شدم و به روی نغمه آوردم و جوابی که شنیدم این بود که من نمی خواستم تو متوجه شی چون همه چیز راجع به من رو می زاری کف دست عمید اوج بلاهت ادم تا کجا می تونه باشه که خودشو انقدر مهم بدونه که یه همچین فکری کنه و تازه این فکرو با کلی آدم بی ربط هم در جریان بزاره . این جریان باعث شد تا حد ممکن از نغمه فاصله بگیرم که شاید بفهمه مهمتر از پنیر صبحانم نیست اما نفهمید و کارش رو تکرار کرد اما این بار دروغ هاش باعث شد رابطه ی من با یکی از دوستای صمیمیم به هم بخوره و بار سوم هم آبروی یکی دیگه رو به بازی گرفت . دقیقا در مورد همون آدمی که فکر می کنی آبروی نغمه رو به بازی گرفت پس میبینی که همچین آدم بالغی هم نیست . و این دیگه غیر قابل تحمل بود . این ها رو گفتم تا بدونی اگر نغمه همه ی اون خبر ها رو دست اول و داغ به دستتون رسوند یا ازتون خواست که به من نگین باهاشون قطع رابطه کنم و ... از سر محبت و صفای باطن نداشتش نیست بلکه منظورش این بوده که دقیقا برعکس عمل کنین . الهام جان برای کسی تب کن که برات بمیره نه اینکه تو رو بکنه اسباب بازی دستش . حالا خود آتیش و اصل معرکه گاهی نیت عمل هیچ اهمیتی نداره و خود عمل انقدر زشت و ناراحت کننده میشه که نیت به حساب نمیاد . این جان کلام در مورد کار شما دو تا بود و فقط وقتی می فهمین و اون طوفانی که راجع بهش صحبت کردین سراغتون میاد که یه الهام و پدیده و نغمه ای پیدا شن که بخوان آدمای دور و برتون رو بهتون بشناسونن .
| Design By : Pichak |

